تبليغاتX
کی میگه عاشق شدن ترس داره.....

کی میگه عاشق شدن ترس داره.....

عاشقانه/اس ام اس/اخبارعکس هنرمندان


 

 

 

شنبه دهم آذر 1386

آپی جدید تر از جدید


 التماس
همه جا حرف تو هست همه برات گل ميارن

چرا مردم نميخوان دست از سر تو بردارن

بگو که من ديوونتم دوست دارم خيلي زياد

اگه نگي من ميميرم و دق ميکنم دلت مياد

مگه از عشق من و چشماي تو بي خبرن

چرا راحت نميگي تا همه از اينجا برن

 


 منو ببخش

منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون
 
دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون
 
 ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش
 
با پول اون نخ خریدم  زخم دلم رو بستمش
 
همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم
 
تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم
 
بین من و تو فاصله است  یک در سرد آهنی
 
من که کلیدی ندارم   تو واسه چی در می زنی
 
این در سرد لعنتی  شاید که نخواد وا بشه
 
قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه
 
همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم
 
تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم

 

آهای تو!!!!!

 آهای تو! تو که چشمای قشنگت خونه ی صدتا ستارست! تو که لبخند طلاییت واسه من عمری دوبارست!بیا و مثله گذشته جز من به همه شک کن! من بدون تو می میرم بیا و بهم کمک کن!

روی از من پرسیدند: برای چه زنده ای؟گفتم برای هیچ.روزی از تو پرسیدند : برای چه زنده ای ؟گفتی برای کسی که برای هیچ زندست.بدون تو...... من آواره ای هستم بی سرانجام.......کاش کسی راز سفرهایم رامی فهمید.......

من پری کوچک غمگینی را می شناسم که در اقیانوسی مسکن دارد و دلش را در یک نیلبک چوبی می نوازد و  آرام آرام ...... پری کوچک غمگینی که هر شب از یک بوسه می میرد و هر صبح با یک بوسه به دنیامی آید....

وقتی که می رفتی پاییز بود....... بهار که نیامدی پاییز ماند....... تابستان که نیایی پاییز می ماند.....تو را به دل پاییزیت قسم...... فصل ها را به هم نریز!

ویرانه ردپای طوفان است...... جنگل ردپای طوفان..... من ردپای تو ام....... همیشه پشت در خانه ات تمام می شوم.....

به تو می اندیشم..... مثل پروانه به شمع...... و تو هر لحظه که از من دوری..... من به چنگال شتابنده ترین باد بیابان پیما سرگردانم..... و  تو خود می دانی..... جای فاصله یک فاجعه است..... لحظه ها را دریاب...... 


ادامه مطلب

نوشته شده در  ساعت 2:38  توسط روزبه و رویا  | 


دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386

اسمون

 

ستاره دنباله دار

تو آسمون زندگيم ستاره بوده بي‌شمار
اما شبهاي بي‌کسي يکي
نمونده موندگار
يکي نمونده از هزار
ستاره‌هاي گمشده هر شب من هزار
هزار
اما هميشگي تويي ستاره دنباله‌دار
يکي نمونده از هزار
اي آخرين
تنهاترين آواره عاشق
هر شب عمرم همراه با من ستاره عاشق
اي تو آشناي ناشناسم
اي مرحم دست تو لباسم
ديوار شبم شکسته از
تو
از ظلمت شب نمي‌هراسم
انگار که زاده شده با من
عشقي که من از تو
مي‌شناسم
تو بودي و هستي
هنوز سهم من از اين روزگار
با شب من فقط تويي ستاره دنباله دار
با شب من فقط
تویی

نوشته شده در  ساعت 12:39  توسط روزبه و رویا  | 


سه شنبه شانزدهم مرداد 1386

اه اه اه ....

 .............................................

ایمیلمون:

ROYA_ROOZBEH2002@HOTMAIL.COM

 ............................................

اه اه اه ...خدای من،من که بنده باشم با این که آقا روزبه هر چی به قول معروف این عقل های داشته ،نداشتمون رو روی هم ریختیم نفهمیدیم باید برای این یکی پستمون چه بکنیم!!!!!

روبه هم رفته سفر که اومیدوارم بهش خوش بگذره.

گفته که سلامش وبرسونم بهتون واینکه پیش تک تک تون بیام و نظری بهتون بدم.

البته یکسری مطلب نوشتم{رویا}امیدوارم مورد قبولتون واقع بشه.

دوستان عزیزمون باید ببخشید خیلی وقته دیگه کمتر وصل میشیم اینترنت که سری بهتون بزنیم و نظری بدیم.

 ..................................

توی این شبهای تلخ و سوت و کور

بیا تا خورسید و پیدا بکنیم

اگه امروز و گرفتن ازمون

بیا فکری واسه فردا بکنیم

 .......................................

درانتظار جیستی؟؟

اینجا هنوز تاریکی است.

توبه ازدحام کدامین کوچه ی خوشبخت خواهی نگریست.

وقتی دریچه محدود است...

...................................................

گریه...

در چشمان من طوفان غم دارد.

ولی خنده بر لب میزنم.

تا کس نداند راز من...

........................................................

عشق آن نیست که یک دل به صد یار دهی

عشق آن است که صد دل به یک یار دهی

.......................................................

تقدیم به آن کسی که

آفتاب مهرش

در آستان قلبم

همچنان پابرجاست

و هرگز غروب نخواهد کرد.

.......................................................................

همه ي ...مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد

هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ

دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...

توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...

ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که

کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد

رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد...

 ..................................

هگفتمش:دل مي‏خري؟!پرسيدچند؟!/گفتمش: دل مال تو، تنها بخند/خنده کرد و دل ز دستان ربود/تا به خود بازآمدم اورفته بود/ از ميان غصه ها دل بگذشته بود/او دلم را بارها رنجانده بود/دل ز دستش روي خاک افتاده بود/جاي پايش روي دل جا مانده بود/تا توانايي پرواز دوباره ياد كرد/آن جاي پا در قلب من بيداد كرد.

 

...........................................................

این منم که تو را می خوانم

نه پری قصه هستم در آفاق داستان

و نه قاصدکی در یک قدمی تو

من یک انسانم

کسی که همواره به یاد توست

سالهاست با رودخانه و آسمان زندگی می کنم

برای کفتران چاهی دانه می ریزم

و ماه را به مهمانی درختان دعوت می کنم

این تویی که مرا در تمام لحظات می بینی

می نویسم تا تمامی درختان سالخورده بدانند

که تو مهربانترین مهربانی

پس آرام و گرم می نویسم

دوستت دارم

 .............................................. 

نوشته شده در  ساعت 12:2  توسط روزبه و رویا  | 


جمعه بیست و نهم تیر 1386

تولدمه...............

 

ای خدا حالا که دارم  میکنم  میبینم شما دوست های خوبی خوبی نیستید یکدومتون نگفت تولدت مبارک جز روزبه پسرهمسایم..........

اما خوب من به خاطر دوستیمون می بخشمتون ....

 

آهان یه چیزی یادم رفت تبریک تولد یادتون نرهااااااا.

                                        {رویا}

 

خدارو ميخوام نه واسه اينكه ازش چيزي بخوام

خدارو ميخوام نه واسه مشكل و حل غصه هام

خدارو دوست دارم نه واسه جهنم و بهشت

خدارو دوست دارم ولي نه واسه ي زيبا و زشت

خدارو ميخوام نه واسه خودم كه باشم يا برم

خدارو ميخوام نه واسه ي روزاي تلخ آخرم

خدارو ميخوام نه واسه سكه و سكو يا قبا

خدارو ميخوام كه فقط تو رو نگهداره برام

خدارو دوست دارم واسه اينكه تو رو بهم داده

خدارو دوست دارم چون عاشق بودنو يادم داده

خدارو دوست دارم چون عاشقارو خيلي دوست داره

خدارو دوست دارم چون عاشقو تنها نميزاره

خدا رو دوست دارم واسه اينكه حواسش با منه

خدا رو دوست دارم آخه هميشه لبخند ميزنه

خدارو دوست دارم واسه اينكه منو تو با هميم

خدارو دوست دارم كه ميدونه ما عاشق هميم

                                        {روزبه}

 

 

 

در نبودنت

بهارآمد

درخت سبز شد

كور بينا شد

ساعت هفت شد

و قصه دختران ننه بهار هم به سر رسيد

اما عزيزم،

من در نبودنت آنقدر گريستم

كه مرد همسايه صبح

با چتري بزرگ

از خانه بيرون رفت...

                        {رویا}

 

من ...

ساده فراموش شدم مثل پاييز

مرگ خاطراتم زود تر از مرگ جانم بود

من .....

مثل برگ خشک پاييزي که هر عابري صداي شکستنم را مي شنود

مثل خاک کويري که تشنه باران غم است

مثل هرآنکه حسرت فرياد دارد

زير برگها مانده ام

به اميد اينکه قدم هاي تو آخرين ناله دلم را بشنود

ومن شکسته خاطرات تو باشم....

                              {روزبه}

 

خواهرها چند نوع داداش دارند؟ 

 

 1.داداش اينترنتي تا هر وقت خواستن ازش اكانت مجاني بگيرن

 2.داداش خر زور تا در مواقع   لزوم حال بعضي ها را بگيره

 3.داداش خوش تيپ و پول دار تا به دوستانش بگه اين بي اف منه      4.داداش خر خون تا موقع امتحان براش تقلب بنويسه

 5.داداش ماشين دار تا اونو به موقع سر قرار برسونه

 6.داداشي كه چشم ديدنشو نداره(همون داداش واقعي خودش)

                       {رویا}

 

نوشته شده در  ساعت 22:58  توسط روزبه و رویا  | 


یکشنبه هفدهم تیر 1386

دوست ندارم...........

 

 دوست ندارم....... 

دوست ندارم که بگو یم  دوست میدارم تو رو

دوست  دارم که خودت باور کنی عشق مرا

نمیخواهم به جز من دوست دار دیگری باشی

برای یه لحظه حتی به فکر دیگری باشی

نمیخواهم صفای خندهات را دیگری بیند

نمیخواهم   که نقش چهره ات در خاطر ی  ماند

نمیخواهم نگاهی به نگاه پاکت اویزد

...............................

 

از آتش پرسیدم محبت چیست؟

گفت از من سوزانتر است.

از گل پرسیدم محبت چسیت

گفت از من زیباتر است

از شمع پرسیدم محبت چیست؟

 گفت از من عاشق تر است.

 از خودش پرسیدم تو کیستی؟

گفت نگاهی بیش نیستم

...........................................

سر کلاس ادبيات معلم گفت:

 

فعل رفتن رو صرف كن

 

گفتم : رفتم ...رفتي ...رفت

 

ساكت مي شوم ، مي خندم

 

ولي خنده ام تلخ مي شود

 

معلم داد مي زند : خوب بعد ؟ ادامه بده

 

و من مي گويم : رفت ...رفت ...رفت

 

رفت و دلم شكست ...غم رو دلم نشست

 

رفت و شاديم مُرد ...

 

شور و نشاط رو از دلم برد

 

رفت ...رفت ...رفت

 

و من مي خندم و مي گويم :

 

خنده تلخ من از گريه غم انگيز تر است

 

كارم از گريه گذشته كه به آن مي خندم

 

.....................................

زندگی...................

 

 

 فقط تو.............

 

 

...............................................

نوشته شده در  ساعت 19:7  توسط روزبه و رویا  | 


یکشنبه هفدهم تیر 1386

بهنوش طباطبايي..........

 

 گزارش اعدام بهنوش طباطبايي

 

ساخت فيلم گزارش يك اعدام به پايان رسيد و اين فيلم به زودي آماده نمايش خواهد شد.

    فيلم‌هاي جنايي و پليسي هميشه بين مخاطبان تلويزيون طرفداران زيادي دارد. ابراهيم شيباني هم كه مدتي قبل فيلم صحنه جرم ورود ممنوع را بر روي پرده سينماها داشت، در فيلم تازه تلويزيوني خود به سراغ چنين موضوعي آمده است. در اين فيلم كه گزارش يك اعدام نام دارد؛ بازيگراني همچون: مهدي پاكدل، بهنوش طباطبايي، فاطمه تقوي، شاه‌علي سرخاني و ...ايفاي نقش مي‌كنند. ماجراي فيلم هم همانگونه كه از نام آن بر مي‌آيد درباره زنى جوان است كه به اتهام قتل همسرش محكوم به زندان مى‌شود، اما در زندان با زنى آشنا مى شود كه او را تشويق به فرار مى كند.زن جوان از زندان فرار مي‌كند و پس از دو سال موفق مى شود مداركي درباره بى گناهى خود را تهيه كند. او پس از تبرئه شدن از اتهام قتل همسرش، با وكيل خود زندگي تازه‌اي را آغاز مي‌كند اما وقوع اتفاق‌هاي تازه زندگي او را تحت تاثير قرار مي‌دهد.
    فيلمنامه اين فيلم توسط عليرضا كاظمي پور نوشته شده و علي رئيسيان آن را براي گروه فيلم و سريال شبكه اول سيما تهيه مي‌كند.

 ..........................................................................

نوشته شده در  ساعت 18:59  توسط روزبه و رویا  | 


یکشنبه هفدهم تیر 1386

الناز شاکر دوست...............

..............................................

 بازیم در «همخانه» منتفي شد  

كارگردان فيلم «همخانه» گفت: «همخانه» فيلمي درباره دانشجويان دختر شهرستاني است و با منتفي شدن بازي «الناز شاكردوست» همچنان به دنبال بازيگران اصلي فيلم هستيم. مهرداد فريد در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس درباره توليد فيلم جديدش با نام «همخانه» گفت: «الناز شاكردوست» كانديداي ما براي بازي در نقش اول فيلم «همخانه» بود اما به خاطر سفر ايشان به فرانسه كه با آغاز فيلمبرداري ما همزمان مي‌شد، ايشان متأسفانه نتوانست در اين پروژه با ما همكاري داشته باشد.

 وي افزود: فيلم «همخانه» اواخر ماه تير كليد خواهد خورد. لوكيشن‌هاي كار در تهران انتخاب شده‌اند اما با توجه به انگشت‌شمار بودن بازيگران ستاره در دوره سني خاص و برحسب موضوع فيلمنامه، هنوز بازيگران اصلي «همخانه» انتخاب نشده‌اند.
    
اين كارگردان و منتقد سينما ادامه داد: «محمدرضا شريفي‌نيا» نيز به جمع ما پيوسته و مسئول انتخاب بازيگر و بازيگر يكي از نقش‌هاي مهم فيلم خواهد بود. با حضور ايشان، فيلمنامه هيچ تغييري نمي‌كند ولي قاعدتا فيلم از تجارب قبلي ايشان كمك مي‌گيريم تا بازي‌هاي فيلم از استانداردهاي بهتري برخوردار خواهد شد.

 

همخانه گفت: قصه فيلم درباره بحران اقامت دانشجويان شهرستاني در تهران است كه در زمينه تهيه خوابگاه در تنگنا هستند و گاه براي تهيه‌ مكان اقامت تن به شرايط وخيمي مي‌دهند.
    
تاكنون حضور اين افراد در فهرست سازنده «همخانه» قطعي شده است:
    
نويسنده و كارگردان: مهرداد فريد، تهيه‌كننده: مسعود جعفري‌جوزاني، مدير فيلمبرداري: بايرام فضلي،‌ صدابردار: بابك اخوان، مدير توليد: فتح الله جعفري‌جوزاني،‌ انتخاب بازيگران: محمد رضا شريفي‌نيا، دستيار اول و برنامه‌ريز: علي تهراني، جانشين توليد: علي اصلاني،‌
    
محصول جوزان فيلم و موسسه پندار فيلم.
    
خلاصه داستان: اين فيلم درباره دانشجويان دختر شهرستاني است كه با مشكلات زندگي در كلان‌شهري مثل تهران، دست به گريبان هستند

.............................

نوشته شده در  ساعت 18:52  توسط روزبه و رویا  | 


یکشنبه هفدهم تیر 1386

ِشهاب حسینی............

چند خبر جدید در باره ی بازیگران

.............................

شهاب حسینی در بیمارستان

برخي كارگردان‌هاي سينما و تلويزيون با ساخت يك اثر شناخته مي‌شوند. شايد بتوان گفت اكبر خواجويي هم يكي از همان كارگردان‌هايي است كه با سريال پدر سالار در حافظه ما جاي گرفته است. او اين روزها در حال ساخت فيلم جديد خود با نام « محيا» است.

اين فيلم سومين تجربه سينمايي اين كارگردان بعد از فيلم‌هاي«خانه ابري » و «سيرك بزرگ» است و قرار است بعد از دوري پانزده ساله اين كارگردان حضور مجدد او را در سينما رقم بزند.

 

    در فيلم محيا بازيگران مختلفي ايفاي نقش مي‌كنند. الهام حميدي، شهاب حسيني، آزيتا حاجيان، مريم بوباني، تقي سيف جمالي و پروين ميکده برخي از اين بازيگران هستند و مهدی سلوکی هم بوده که از بازی در این سریال انصراف داده . بد نيست بدانيد داستان اين فيلم درباره جواني به نام جاويد است كه دلبسته دختري به نام محيا مي شود اما محيا زندگي ويژه اي دارد که نمي تواند آن را براي جاويد فاش کند، به همين دليل براي جاويد که اصرار دارد با او ازدواج کند، شرط بسيار سختي را تعيين مي کند و...
    لازم به ذکر است گروه فيلم سينمايي محيا طي روزهاي گذشته در بيمارستاني واقع در تهرانپارس به کار خود ادامه مي دهد.
    اين فيلم به زودي به پايان فيلم‌برداري مي‌رسد و پس از آن مراحل مختلف آماده سازي آن آغاز خواهد شد.

.............................................

نوشته شده در  ساعت 18:40  توسط روزبه و رویا  | 


چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386

...................امتحان........................

................................................

سرنمیزنید چه خبر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فردا آخرین امتحانم است .

روزبه هم هنوز یه ۲و۳ تای دیگه ای داره.

 

.........................................

نوشته شده در  ساعت 21:25  توسط روزبه و رویا  | 


سه شنبه هشتم خرداد 1386

وبلاگ جدید...............

برو بچ یه وبلاگ جدید در باره ی گوشی های موبایل حتما سر بزنید نظر یادتون نرهااااا

www.1sinc1.blogfa.com

منتظرتونم بای

قربونتان رویا

 

نوشته شده در  ساعت 12:51  توسط روزبه و رویا  | 


درباره ي من

این وبلاگ رو فقط بخا طر خودتون که دوستتون داریم زدیمو امیدواریم که تا آخرین لحظه ای که عاشقین با ما با شین دوستتون داریم...............
اسم:رویا
متولد.سال1369.ماه5.روز1.
عددموردعلاقه:2
رنگ موردعلاقه:نقره ای
روز مورد علاقه:چهارشنبه
خواننده ی مورد علاقه:نوید و امید
بازیگر مورد علاقه:مهدی سلوکی
تیم مورد علاقه:پرسپولیس
ورزش مورد علاقه:تنیس روی میز
************
اسم:روزبه
متولد.سال1368.ماه6.روز5
عددموردعلاقه:6
رنگ موردعلاقه:سورمه ای
روز مورد علاقه:جمعه
خواننده ی مورد علاقه:حسین تهی و امیر تتلو و روزبه قائم و .....
بازیگر مورد علاقه:مهناز افشار و بهرام رادان
تیم مورد علاقه:ملی
ورزش مورد علاقه:شنا

 

پست الکترونيک

نوشته هاي سابق

هفته دوم آذر 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386